![]() |
![]() |
|
| دلي شكسته تر از من در آن زمانه نبود ..... در اين زمانه دل فرزندم از همه شكسته تر است ...!!!! |
|
شهادت اولین مدافع ولایت ، حضرت فاطمه ي زهرا (سلام الله علیها) را بر عاشقان حضرتش تسلیت عرض می نمایم. تقدیم به پیشگاه بزرگ بانوی دو عالم حضرت زهراء (سلام الله علیها) حضرت زهرا (سلام الله علیها) هنگام رحلت به حضرت حضرت علی (ع) فرمود : ((ای ابوالحسن ! برایم از زندگانی جز لحظه ای نمانده است ، هنگام خداحافظی فرا رسیده است . سخنان مرا بشنو ، پس از مرگم مرا غسل و کفن کن و بر من نماز بگذار و مرا به خاک بسپار ، تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت درود و سلام می فرستم . وقتی مرگم فرا رسید هنگام شب دفنم کن و هیچ کس را برای خاکسپاری دعوت مکن و از جایگاه قبرم کسی را آگاه نکن . پس از مرگم ام سلمه و فضّه را از زنان و جز دو فرزنم حسن(ع) و حسین(ع) ، عباس ، عمار ، مقداد ، ابوذر و خذیفه از مردان ، کسی را آگاه نساز . وصیت می کنم که هیچ کس از آنان که بر من ستم کردند و حق مرا پایمال نمودند ، نباید در تشیع جنازه ی من شرکت کنند ، زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا هستند. )) پس از وفات حضرت فاطمه ی الزهرا (سلام الله علیها) علی (ع) او را پنهانی به خاک سپرد و مکان مزارش را مخفی نگه داشت و سپس برخواست و رو به مزار رسول خدا (ص) کرد و فرمود : ((سلام بر تو ای رسول خدا (ص) از من و از دخترت که به دیدار تو آمده و اکنون در کنارت زیر خاک خفته است ، خداوند چنین خواسته که او زودتر از دیگران به تو ملحق شود . ای پیامبر(ص) شکیبائیم از فراق محبوبه ات به پایان رسیده و عقلم به خاطر جدائی سرور زنان عالم از دست رفته است اما چه چاره جز آنکه طبق سنّت تو به مصائب صبر کنم آنچنان که در مصیبت جدائی تو صبر نمودم . ای رسول خدا(ص) دل به یاد تو آرام می دارم . درود خدا بر تو و سلام و رضوان خدا بر فاطمه(سلام الله علیها) باد.)) در تاریخ شهادت حضرت زهراء (سلام الله علیها) نیز اختلاف است ، عده ای از علماء وفات حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) را 75 روز بعد از وفات پیامبر (ص) می دانند که بنا بر گفته اول تاریخ شهادت حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) 13 جمادی الاول سال یازدهم هجری قمری و بنا بر گفته ی دوم 3 جمادی الاخر سال یازدهم هجری می باشد.
|
|
+ دل قلم در
دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 19:49 در دستان گدای فاطمه (س) گرفت |
|
|
ای نگاهت جنت الأعلی ببین بی فروغت خورد حیدر بر زمین بدون ترديد ، در ميان زنان و بانوان اسلامي فاطمه ي زهرا (سلام الله علیها) محبوب ترين چهره ي ديني ، علمي و ادبي ،تقوايي و اخلاقي در ميان مسلمانان و ديگر مردم جهان بشمار ميرود .شخصيت فاطمه ي زهرا (سلام الله علیها) سيدة النساء العالمين (سرور زنان جهان) اسوه و الگويي تام و تمام براي تمام زنان عاشق عفت و فضيلت است . در دامن پاك فاطمه ي زهرا (سلام الله علیها) بود كه دو امام بزرگوار و دو شخصيت ممتاز عالم بشري، حضرت امام حسن (ع) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسين (ع) سرور شهيدان تربيت يافته اند ، و نيز زينب كبري (سلام الله علیها) حماسه ي مجسّم و مجسمه ي شجاعت و نمونه ي يكتا در سخنوري و حق طلبي كه پيام حسيني و حماسه عاشورا را در جهان اعلام كرد و نقاب شرك و ريا و پستي و دنيا پرستي را از چهره ي يزيد و يزيديان به يكسو زد. كيست كه نداند كه مادر در تربيت فرزندان بويژه دختران ، سهم بسيار زيادي دارند و فاطمه ي زهرا (سلام الله علیها) بود كه روح آموزش و پرورش اسلامي را در مهد عفت و كانون تقواي خانوادگي به پسران و دختران خود آموخت. از سخنان فاطمه (سلام الله علیها) : _خداوند ايمان را موجب پيراستگي از شرك ، نماز را سبب دوري جستن از تكبر و گردنكشي و پيروي از خاندان رسالت را عامل نظام ملت اسلام ، و امامت ما را موجب جلوگيري از تفرقه و جهاد را سبب عزت اسلام قرار داد. _سپاس و ستايش پروردگار را كه دست بخشنده او از آستين آفرينش بيرون آمد به مخلوقات جهان كه در صحراي عدم بودند رنگ هستي بخشيد . _سپاس و ستايش خدايي را كه ما بندگان را درس سپاسگذاري آموخت و شكرگزاري را وظيفه ما گردانيد . (الله) پروردگاري است كه قبل از هر چيز بوده و پس از هر چيز خواهد بود . _اي مردم مسلمان ، به شما سفارش شده كه ما را ترك نگوييد و فرزندان پيغمبر خود را تنها نگذاريد و عترت او را پاس داريد . _پدرم محمد(ص) آمد و شما را در مدرسه فضيلت و اخلاق ،درس اخلاق و فضيلت داد و آيين انسانيت را به شما آموخت . _اي گروه انصار ، چرا همچون يخ فسرده ايد و خاموشيد؟ شما كه زر در كف داريد و زور در بازو داريد چه شده است كه از جاي خود نمي گنجيد؟ كو آن بازوان كمانكش و كجاست آن مشقتهاي كوه فرسا كه به جنگ كفار مي رفتيد؟ قسمتي از خطبه كوبنده ي فاطمه زهرا (س) در مسجد مدينه
|
|
+ دل قلم در
دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 19:33 در دستان گدای فاطمه (س) گرفت |
|
|
«ای اشك همیشه ببار که غم از دست دادن دوست غم یکی دو روز نیست غم جاودانه است.» فاطمه (سلام الله علیها) هان ای فاطمه : ای که بیانی که به زینت عفاف آراسته شد که به زینت کرامات قرین شد پس پوست آن درخشندگی گرفت . چقدر خوشبوست آن رشته ای که تو را به دختر عمران پیوند داد. ای دخت مصطفی ؛ این مریم است که بر زمین ، فرشی از گلبرگ زنبق ها گسترانید و تو آن تحفه درخت نی هستی که پاکی نفسهای خود را از نهرهای کوثر گرفتی و آن رشته ، رشته پاکی و عفاف است که بر زمین زنار بست نانگرانیهای زمینی را کاهش دهد و زمان را در آغوش گرفت تا آفاق آن را رنگین سازد و زمین اگر این اثر را در خود نمی گرفت بوی نامطبوعی داشت و زمان اگر از این عبیر نمی مکید بوی ناخوشایندی داشت . ای بتول . ای مادر پدر خود؛ همانا نبوت کودک نخستین تو بود که او را بر روی دست گرفتی و با دهان او را بوسیدی ، با چشم او را در آغوش فشردی ، با دل او را همراهی کردی و با روح او را در دامان گرفتی و با شوق او را در بر کشیدی .... سپس آرزوهای آسمان در میان مهربانیهای تو شعله ور شد و معانی وزین در خانه های چشم تو ملتهب گردید.
|
|
+ دل قلم در
جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 14:5 در دستان گدای فاطمه (س) گرفت |
|
|
فاطمه جان ! کاش علی را غریب و خسته و تنها رها نمی کردی . آسمان مدینه از ابتدای خلقتم چشم انتظار آمدنت بودم ، خدا مرا که می آفرید و زمین و خورشید و بر و بحر را ، اعلام کرد که آفرینش شما ، آفرینش همه چیز به خاطر آفرینش پنج تن است که محور آن پنج تن حضرت زهرا (سلام الله علیها) است . ((یا ملائکتي و سکان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنیه و لا ارضاً مدحیه و لا قمراً منیراً و لا شمساً مضیئه و لا فلکاً یدور و لا بحراً یجري و لا فلکاً یسري الا في محبة هولاء الخمسة )) (اگر به خاطر اینها نبود من دست به کار خلقت نمی شدم ، آفرینش را رقم نمی زدم ، بر اندام عدم لباس هستی نمی پوشانیدم) این پنج تن عبارتند از فاطمه(س) و پدر او ، فاطمه(س) و شوی او و فاطمه(س) و پسران او. همه غرق این سئوال و مات و کنجکاوی بودیم که این فاطمه(س) کیست که اینقدر عزیزخداوند است؟ و حتی حساب و کتاب خداوند بسته به شاهین و رضایت اوست. وقتی آدم از بهشت قرب رانده شد و به زمین فراق هبوط کرد ، شما تنها وسیله ی نجات او شدید و نامهای شما ، اسماء حسنهای سوگند نامه ی او ، و ما بیش از پیش قدر و منزلت شما را در پیش خداوند دریافتیم و به همان میزان متحیرتر و مبهوت تر شدیم و در شکوه و عظمت وجود شما این انتظار قرن به قرن ، سال به سال ، ماه به ماه ، روز به روز و لحظه به لحظه گسترش یافت و در بستر آن سئوالی غریب شروع به رشد و نمو کرد تا آنجا که این سئوال و انتظار پا به پای هم ، دست به کار سوزاندن جان ، مچاله کردن دل شدند . سئوال این بود که : این فاطمه با این عظمت ، با این جلال و جبروت وقتی پا به عرصه ی زمین بگذارد چه خواهد شد؟ چه معجزه ای رخ خواهد داد؟ و خلایق با او چه برخورد می کنند؟!!!! من تصور می کردم وقتی شما بیائید همه مقیم کوی شما خواهند شد و دنبال وسیله برای تقرب خواهند گشت. من دیده بودم یک نفر با خاک پای مادیان جبرئیل ، دست در کار خلقت ببرد ، خیال می کردم خلایق از گرد پای شما بال خواهند ساخت ، از من خواهند گذشت و به معراج خواهند رفت . چه سفیه بودند این خلایق ، چه نادان بودند این مردم ! چه می خواستند که در محضر شما نمی یافتند ؟! چرا جفا کردند ؟ چه می شد که اگر ابوجهل و ابوبکر و ابولهب هم راه ابوذر را پیش می گرفتند ؟ من و کلّ کائنات موظف شدیم سلمان را به خاطر ارادتش به شما خدمت کنیم . من که از ابتدای خلقت عشقم به این بود که آسمان مدینه شوم ، گاهی از شدت خشم به خود می لرزیدم ، گاهی اشک می ریختم ، گاهی ضجه می زدم و گاهی خود را ملامت می کردم ، من از کجا می دانستم که باید شاهد این همه مصیبت باشم؟ من سوختم وقتی در خانه ی خدا ، در خانه ی قرآن ، در خانه ی نجات ، در خانه ی تو ، به آتش کشیده شد . من در خود شکستم وقتی در بر پهلوی تو شکسته شد . وقتی تو فضه را صدا زدی ، انسانیت از جنین هستی سقوط کرد . خون جلوی چشمان مرا گرفت وقتی گل میخهای در ، از سینه ی تو خونین و شرم آگین در آمد . من از خشم ، کبود شدم وقتی تازیانه بر بازوی کبود تو فرود آمد . من معطل و بی فلسفه ماندم وقتی زمین ملک تو غصب شد . اشک در چشمان من حلقه زد وقتی سیلی با صورت تو آشنا شد . من به بن بست رسیدم وقتی اهانت و توهین به خانه ی تو راه یافت . و ... بند دلم و رشته ی امیدم پاره شد وقتی آوند حیات تو قطع شد . دیشب که علی تو را غسل می داد وقتی اشکهای جانسوز او را دیدم وقتی ضجه های حسن و حسین(علیه السلام) را شنیدم ، وقتی مو پریشان کردن و صورت خراشیدن زینب و ام کلثوم را دیدم دیگر تاب نیاوردم ، نه من ، که کل کائنات بی تاب شد و چیزی نبود که فرو بریزم و زمین از هم بپاشد و کائنات سقوط کند ، تنها یک چیز آسمان را نگاه داشت و آن تکیه ی علی بود بر عمود خیمه ی خلقت ، ستون خانه ی تو . من لب ببندم از سخن گفتن تا علی بال بگشاید بر روی مزار تو . این تو و این علی و این نگاه همیشه مشتاق من......................
|
|
+ دل قلم در
جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 13:56 در دستان گدای فاطمه (س) گرفت |
|
|
بر حاشیه برگ شقایق بنوسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد
مسيح دل خانه ما گرچه از خشت و گل است خشت روي خشت نه ، دل روي دل پايه ي ديوار آن بر طاق عرش از پر خود عرشيان آورده فرش سقف آن بالا نشين كهكشان آستانش آسمانِ آسمان خاك آن را شسته آب سلسبيل گرد آن را رفته بال جبرئيل گر سراغ خشتي از اين خانه داشت پاي ، كي موسي به سينا مي گذاشت؟ لم تراني بوده زين سينا جدا رفته از اين خانه هركس تا خدا تا تو هستي قبله ي كاشانه ام قبله مي گردد به دور خانه ام حيف شد اين خانه را آتش زدند با كبوتر ، لانه را آتش زدند اي مسيح قلب تبدار علي(ع) چاره اي ، اي چاره ي كار علي(ع) ای نگاهت جنت الأعلی ببین بی فروغت خورد حیدر بر زمین تا تو را دارم دلم ديوانه است دلخوشي من فقط يك فاطمه است
|
|
+ دل قلم در
پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 21:5 در دستان گدای فاطمه (س) گرفت |
|
|
خوب بايد بود حيف از بد شدن جان به قربان علي بايد شدن زيارت حضرت زهراء (سلام الله عليها)اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يا بنت نبي الله ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ حَبيبِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ خَليلِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ صَفىِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ أَمينِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ خَيرِ خَلقِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ أَفضَلِ أَنبِياءِ اللهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِكَتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ خَيرِ البَرِيَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ ياسَيِّدَةِ نِساءِ العالَمينَ مِنَ الاَوَّلينَ وَالاخِرينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يازَوجَةَ وَلىّ اللهِ وَخَيرِ الخَلقِ بَعدَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ ياأُمَّ الحَسَنِ وَالحُسَينِ سَيِّدَي شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها الصِّدّيقَةُ الشَّهَيدَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُهاالرَّضِيَّةُ المَرضِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُهاالفاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها الحَوراءُ الاِنسِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها الُمحَدَّثَةُ العَليمَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها المَظلومَةُ المَغصُوبَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها المُضطَهَدَةُ المَقهُورَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يافاطِمَةُ بِنتَ رَسُولِ اللهِ وَرَحمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ . صَلَّى اللهُ عَلَيكِ وَعَلى رُوحِكِ وَبَدَنِكِ ، أشهَدُ أَنَّكِ مَضَيتِ عَلى بَيِّنَة مِن رَبِّكِ وَاَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَد سَرَّ رَسُولَ اَللهِ وَمَن جَفاكِ فَقَد جَفا رَسُولَ اللهِ وَمَن آذاكِ فَقَد آذى رَسُولَ اللهِ وَمَن وَصَلَكِ فَقَد وَصَلَ رَسُولَ اللهِ وَمَن قَطَعَكِ فَقَد قَطَعَ رَسُولَ اللهِ ، لاَنَّكِ بِضعَةٌ مِنهُ وَرُوحُهُ الَّذي بَينَ جَنبيَهِ كَما قالَ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَآلِهِ وَسلَّمَ . أُشهِدُ اللهَ وَرَسُولَه وَملائِكَتَهُ اَنّي راض عَمَّن رَضيتِ عَنهُ ساخِطٌ عَلى مَن سَخِطتِ عَلَيهِ ، مُتَبرّيٌ مِمَّن تَبَّرأتِ مِنهُ ، مُوال لِمَن والَيتِ ، مُعاد لِمَن عادَيتِ ، مُبغِضٌ لِمَن أَبغَضْتِ ، مُحِبُّ لِمَن أَحبَبْتِ ، وَكَفى بِاللهِ شَهيداً وَحَسيباً ، وَجازِياً وَمُثيباً » پس از آن ميگويى : « وَصَلَّى اللهُ عَلَيكِ ، وَعَلى أَبِيكِ مُحَمَّد رَسُولِ الله ، وَعَلى بَعلِكِ اَمِيرِ المُؤمِنينَ ، وَعَلى اَبنائِكِ الائِمَةِ الطّاهِرينَ وَسَلّمَ تَسليماً كَثيراً .» *********************
منتظر نظرات ارزشمند و سازنده شما دوستان گرامي هستم. التماس دعا |
|
+ دل قلم در
سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 22:33 در دستان گدای فاطمه (س) گرفت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تقديم به :
بانوي بانوان جهان عطاي خداوند سبحان كوثر پربهاي قرآن كفو و همتاي امير مؤمنان(ع) و يكي از علل آفرينش عالم امكان فاطمه الزهرا عليها السلام اميد آن كه همه ي ما را مشمول دعاي مستجاب خود گرداند. التماس دعا یا زهرای مرضیه |
| پیوندهای روزانه |
|
نشر آفاق تفسير الميزان كتابهاي اسلامي در اينترنت صحيفه سجاديه شهيد آويني آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|